• بخش های خبری
    •  
      منبع خبر :
      تعداد بازدید: 175
      کد: 191766
      تاریخ انتشار:
      ۱۳۹۸/۱۱/۰۷

      نطق پیش از دستور بتول گندمی در هشتاد و چهارمین جلسه علنی شورای شهر مشهد

      بتول گندمی، رئیس کمیسیون برنامه و بودجه شورای اسلامی شهر مشهد، ناطق پیش از دستور هشتاد و چهارمین جلسه علنی شورا بود.
      نطق پیش از دستور بتول گندمی در هشتاد و چهارمین جلسه علنی شورای شهر مشهد

      به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی شورای اسلامی شهر مشهد، متن کامل نطق در زیر آمده است:

      بسم رب‌الصدیقین
      مردم مشهد، آقای رئیس، همکاران گرامی
      سلام و درود ها!

      ابتدا در آستانه شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)، این ایام را خدمت همه شهروندان و حاضرین در جلسه تسلیت عرض می‌کنم.
      چند وقتی است حال‌مان خوب نیست. این را می‌شود در سیما و صورت خیلی‌ها دید. تندباد حوادث حزن‌آور و دلهره‌زا، سرعت گرفته. آبان 98، ترور سردار و سربازِ عزیزِ وطن‌مان، شهید سلیمانی، سقوط هواپیمای حامل هموطنان‌مان و نخبگان عزیزمان، سیل سیستان و بلوچستان، اوضاع و احوال بد اقتصادی کشور، فشارهای بین‌المللی و مهاجرت نخبگان. همه اینها برای حال بد این روزهای ما، نه تنها کافی که زیادی هم هست. هضم این وقایع، صبر ایوب و دلی بسیط می‌خواهد که کمتر کسی دارد. ای کاش، مدیران عالیه کشور، صدای نیک‌خواهان این سرزمین را بشنوند و درهای بسته را باز کنند. پرواضح است که دشمن غاصب و ظالم، بدخواه ماست و دنبال ایجاد گسل، بین بخشی از مردم و نظام است. پس مدیران عالی نظام بیایند و فکری به حال گسل‌ها کنند. ما اصلاح‌طلبیم و دل درگرو همین آب و خاک داریم. چرا درها باز نمی‌شوند؟ چرا رواداری ما با مردم کم است؟ چرا انتخاباتی که می‌تواند سمبل آغوش باز حاکمیت به سوی مردم باشد، بسته‌تر می‌شود؟ مگر می‌شود کشور را با یک گرایش فکری مدیریت کرد؟ تجربه بد مجالس هفتم، هشتم، نهم و دهم، آگاه‌مان نکرد؟بخش زیادی از مدیران ارشد کشور در دهه 60، همان‌ها که در جبهه و ستاد، جنگ فعال بودند، همان‌ها که بازوان این نظام بودند، امروز بِهِشان «ضدانقلاب» گفته می‌شود. تریبون‌هایی که این واژگان ظالمانه را بکار می‌برند کلاهشان را قاضی کنند که اگر امروز طالقانی، بهشتی، رجایی، باهنر، مطهری و خیلی‌های دیگر در میان‌مان بودند هم با اتهام‌ات این چنین، روبرو نمی‌شدند؟ راه شما نشان می‌دهد که آنها را هم از قطار انقلاب پیاده می‌کردید. از باورمندان این نظام و سرزمین، در ذهن خود، مخالف انقلاب می‌سازند و آنقدر با خود می‌گویند که خودشان هم باور می‌کنند. آخر چرا؟

      و اما امروز هفتم بهمن 1398 است و دو سال و شش ماه از فعالیت شورای پنجم می‌گذرد. مدیریت شهری مشهد در دوره فعلی، علیرغم حاشیه‌هایی که برایش ساختند، حمله‌هایی که به آن کردند، تاخت‌وتازهایی که به آن شده، همچنان در سراسر کشور، پیشتاز است.
      1. بدهی عقب مانده نداریم. شرایط درآمدی مطلوبی داریم.
      2. شهرداری دو منطقه‌مان الکترونیکی شده
      3. ساختار تشکیلاتی معطل مانده شهرداری، ابلاغ شده و سازمان، سرو سامان نسبی به خود گرفته.
      4. ساخت‌وسازهای عمرانی جان گرفته و پل‌ها و راست‌گرد و چپ‌گردها، پارکها در حال احداث است.
      5. در حوزه کسب‌وکار و نوآوری، اقدامات معاونت برنامه‌ریزی چشمگیر بوده. مرکز نوآوری تاسیس شده و کارخانه نوآوری در دست احداث است.
      6. در این وضعیت اقتصادی و نداری بودجه در سراسر کشور و دولت و بخش خصوصی، همچنان خدمات شهری به روال خوب و بهتر خود نسبت به سایر کلانشهرها ادامه می‌دهد.
      7 جرات کرده‌ایم و کار روی زمین مانده گذشتگان یعنی افشای اطلاعات را آغاز کرده‌ایم. گرچه کم است اما بهتر از گذشته‌ای است که هیچ چیز آن هویدا و شفاف نبود.
      8. با پیگیری و تلاش بسیار سرانجام طرح تفصیلی یک پهنه به شورا رسید. طرح تفصیلی جنوب غرب در شورا و شهرداری در حال بررسی است. کاری که عمری به قدمت 12 سال دارد.
      9. پردیس تئاتر کلنگ خورده.
      10. سند حقوق شهرنشینی مصوب شده است.
      11. سرانه فضای سبز افزایش پیدا کرده.
      12. عملیات جداسازی آب شرب از آب خام برای آبیاری فضای سبز با چند صد میلیارد تومان اعتبار آغاز شده.
      13. در سال جاری با 250 میلیارد تومان اعتبار، نهضت آسفالت به صورت گسترده در سال جاری انجام شده.
      در بهترین ماه‌‎های کار اجرایی نه در آستانه انتخابات.
      می‌دانم بسیاری از دستاوردها را از قلم انداختم. عذرِ زمانِ کوتاه را دارم. پس دست مریزاد می‌گویم به همه همکاران پرتلاش و دغدغه‌مندم در مدیریت شهری؛ چه در شهرداری و چه در شورای شهر. افتخار می‌کنم که در مجموعه ما، با وجود تنگناهای مالی بسیار در کشور، شهر مشهد، نه تنها دچار سکون نشده، بلکه با شتابی بیشتر از گذشته، به سمت توسعه به پیش می‌تازد.

      اما دغدغه‌ای که برای بار چندم متذکر می‌شوم. در این میان، بانوان کجا هستند؟ مدیرانِ بانوی ما چند نفر هستند؟ در شورای شهر 15 نفره، 2 نماینده زن حضور دارند. تعداد بسیار کمی که حتی اگر همین تناسب را به شهرداری ببریم، باید از هر 7-8 مدیر ارشد مدیریت شهری، یک نفر زن باشد. اما هست؟! شهردار و معاونین شهردار ما، همگی مرد هستند. در بین شهرداران مناطق، تنها یک زن حضور دارد. در بین مدیران کل، تنها سه زن حضور دارند. در بین مدیران عامل سازمان‌ها و شرکت‌های تابعه حتی یک زن هم حضور ندارد. نگاهم جنسیت‌زده نیست. فمینیست هم نیستم. اما زنان در مدیریت شهر، حق دارند. روح زنانه در مدیریت شهر لازم است. این همه فارغ‌التحصیل زن در حوزه‌های برنانه ریزی، شهرسازی، عمران، معماری، برق، کامپیوتر و سایر علوم فنی و ... وجود دارند. نباید عرصه مدیریت فقط برای آقایان فراخ باشد. مدیران ما، در واقع منتصبین باواسطه منتخبین مردم در انتخابات شورای شهر هستند. نیمی از آراء هر انتخابات، زنان جامعه هستند. حق رأی آنها، مساوی با حق طرح و تحقق خواسته‌هایشان هم هست. امیدوارم دوستان و همکاران ما در مدیریت شهری، این نکته مهم را فراموش نکنند. بلکه تا پایان این دوره مدیریت شهری، شاهد حضور زنان در حوزه‎های مختلف مدیریت ارشد شهرداری باشیم.

      نمی‌دانم. شاید این خواست ما هم به جرگه سایر خواسته‌های ما و مردم پیوسته باشد. شاید هُول وجود دارد. شاید هراسی وجود دارد. تا از بیرون، دو نفر، حرفی غیرمستند می‌زنند، مدیران ما پا پس می‌کشند. اما ریشه کار کجاست؟ عرض می‌کنم.

      برخی جریان‌های سیاسی، گویا با وجود شکست در اردیبهشت 96، نمی‌خواهند کِشتی مدیریت شهری طی سال‌های 96 تا 1400، برای آنچه وعده کرده است به سلامت به سرمنزل مقصودش برسد. تنها 4 ماه از آغاز کار شورای پنجم، با انرژی و عزم فوق‌العاده بالا گذشته بود، که قائله دی 96 را از صحن همین میدان شهدا شروع کردند. آنقدر آش آن فتنه‌شان شور شد که از دست خودشان هم در رفت. فکر کنید با چنین وضعی، مدیریت شهر چقدر می‌تواند دشوار شود. فریادزدن و شعاردادن، کار سختی نیست، مهم این است که شهر را با تنگنای بودجه، سرپا نگه داری. جلسه تشکیل دادند. در فضای مجازی، اتهامات رنگارنگ نصیب این و آن کردند. اتفاقا همان‌ها که بیشتر انگیزه کار داشتند را بیشتر مورد تهمت‌های خود قرار دادند. می‌دانستند کجا را باید بزنند و زدند. کسی هم ککش نگزید که این سیل اتهامات، چگونه زده می‌شود. چگونه می‌شود که یک جریان سیاسی با حاشیه امن صددرصدی، هر چه در مخیله‌اش می‌گذرد را بر زبان می‌آورد؟ امان از وجدان‌های خفته!

      اما عجیب، این است که «صرف اتهام» بر مدیران ما تاثیر بگذارد. محتاطشان کند. امان از آن روز.
      مردم از ما می‌خواهند برای فرهنگ این شهر کاری بکنیم. جامعه به فرهنگ، حساس است. هنوز تبلیغات ما، جلوِ چشمان‌شان است. میزان و روش پاسخگویی ما با سوالات اهالی رسانه مهم است. اهالی رسانه، چشمان بیدار جامعه ما هستند. فضای مجازی، جای تعامل مدیران ماست. پیشنهاد می‌دهم گاهی مدیران ما به توئیتر سری بزنند. ببینند نظرات را. مدیر خطاکار، اگر جایی رفته، کاری کرده که خلاف رأی مردم بوده، آنجا مردم نظراتشان را بی‌پرده می‌گویند.

      تئاتری‌ها، اهالی سینما، اهالی کتاب و اقشار دیگر فرهنگی و هنری، از ما توقعاتی متفاوت داشتند. رویکرد باید عوض می‌شد. مسیر باید عوض می‌شد. چرا هراس از آینده کاری، ما را محافظه‌کار کرده؟ موسیقی این شهر، حامی می‌خواهد. سینمای مشهد پشتیبان می‌خواهد. تئاترَش یاری می‌خواهد. چه کرده‌ایم؟ برآورد این است که زعما پیش خود فکر می‌کنند اقدام تازه در فرهنگی، تبعات دارد.
      گویی ما هم با اندک تفاوت‌هایی، همان راه 83 تا 96 را پیموده‌ایم. این نبود قرارمان. نیروهای حوزه فرهنگی، مشتاق خدمت و تکاپو و کارند. مردم به من رای دادند که تریبون طرح خواسته‌هایشان و پیگیر آنها باشم، عامل به خواسته‌هایشان باشم. منافع مردم اولویت اول و آخرمان باشد. خواستند به فکر رد صلاحیت و اما و اگرهای آینده نباشم و کارم را بکنم؛ بی‌هراس و بی‌واهمه. میزان آراء نفر اول انتخابات شورای شهر مشهد در سال 96، سه برابر نفر اول همین انتخابات در سال 92 بود. پیام مردم معنادار نبود؟

      دوره پوپولیسم گذشته. من از عملکرد مدیری پشتیبانی و دفاع می‌کنم که پاکدست و سالم باشد، متخصص باشد، به قانون و نظام کشورش، پایبند باشد. اهل کار باشد و اندیشه‌اش، اصلاحی باشد. من به مدیر محافظه‌کار رای ندادم. همه آنها که مرا می‌شناسند، هیچوقت من را محافظه کار ندیده‌اند. برای من، امروز، مدیر کارآمد اصلاح‌طلب در چارچوب جمهوری اسلامی مهم است که نگران فردای صندلی امروزش نباشد.

      من به عنوان یک عضو از تیم شورای اصلاح‌طلب شهر مشهد، همچنان، پشتیبان هر مدیری هستم که به رأی مردم در اردیبهشت 96 وفادار باشد. ناظرو مخالف قاطع آنکه به عهدش وفا نکند هم هستم. بلند می‌گویم همه بشنوند. دیگر، قضیه، اختیار در پند‌گرفتن نیست. پند بگیرید که طوفان خواسته‌های این مردم، به اشارتی، چون باد، با خود ببرد هر کجا که خواست!
       

      تعداد بازدید: 175
      نام:
      پست الکترونیک:
      شرح نظر:
      کد امنیتی:
       
      ارزیابی
      ارزیابی این مورد:
  •     بازدید کنندگان امروز : 1935    بازدید کنندگان دیروز: 1484    کل بازدید ها : 5,459,938
  • کلیه حقوق این سایت متعلق به شهرداری مشهد می باشد.
    تامین و به روزرسانی محتوای این سایت توسط شورای اسلامی شهر مشهد انجام میگردد.
    طراحی و پشتیبانی فنی: سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری مشهد