مقام معظم رهبری : شوراها مظهر مشارکت مردمی و برای ایجاد تسهیل در زندگی مردم پدید آمده‌اند
       
      •  
        منبع خبر :
        تعداد بازدید: 198
        کد: 141024
        تاریخ انتشار:
        ۱۳۹۶/۰۹/۰۴
        بتول گندمی از فراز و فرود سال‌های معلمی تا کرسی‌نشینی در شورای شهر می‌گوید؛

        نمی خواهیم اعتماد مردم از بین برود

        خیلی‌ها او را جزو زنان انگشت‌شمار مشهد در بین چهره‌های سیاسی و اجتماعی می‌دانند. برای نسلی از دانش‌آموزان دهه ٧٠ تا اواسط دهه ٩٠، او معلم شیمی دوران دبیرستان است. آن‌هایی که سری در سیاست دارند نامش را در فهرست اصلاح‌طلبان ریشه‌دار می‌آورند. فعالیت‌های ریز و درشت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی او در سه دهه گذشته فراز و نشیب‌های زیادی داشته است، از سال‌هایی که برای معلم بودن هم به قول خودش زیر بار فشارهایی بوده تا سال‌هایی که بزرگان اصلاح‌طلب اصرار بر حضورش در ادوار مختلف انتخابات داشتند و مردم هم با رأی بالا در دو دوره به حضورش مهر تأیید زدند.
        نمی خواهیم اعتماد مردم از بین برود

        به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شورای اسلامی شهر مشهد مقدس، برای طرف‌داران و هم منتقدانش، شناسنامه بتول گندمی با مناصب و پست‌های مختلف آشناست. مدیرکل امور اجتماعی و انتخابات استانداری خراسان بزرگ، عضو اولین دوره و رئیس کمیسیون برنامه و بودجه شورای اسلامی شهر مشهد، عضو مجمع زنان مسلمان نواندیش، مشاور مدیرکل آموزش و پرورش خراسان رضوی، دبیرکل مجمع مشورتی اصلاح‌طلبان خراسان رضوی و رئیس کمیسیون برنامه، بودجه، فناوری اطلاعات و منابع انسانی شورای پنجم بخشی از شناسنامه کاری اوست. منتخب سوم مردم مشهد در انتخابات شورای پنجم در اولین گفت‌وگوی رسمی با حضور در روزنامه شهرآرا پاسخ‌گوی سؤالات مختلف ما از زندگی شخصی‌اش، سال‌های معلمی و کناره‌نشینی از مسئولیت، فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی در ادوار مختلف مدیریتی، فراز و نشیب‌ها و دغدغه‌های کنونی‌اش برای عمل به وعده‌های لیست امید و ریل‌گذاری برنامه و بودجه در شورای پنجم و سامان‌دهی امور شهری بود.

        اولین جرقه‌های طرز تفکر و اندیشه شخصیتی که امروز به نام بتول گندمی می‌شناسیم از کجا شروع شد؟ صحبت را از دوران کودکی و نوجوانی شروع کنید.

        یکی از زیباترین روستاهای بیرجند زادگاه و محل تولدم است که امروز با باغات زرشک، مزارع زعفران و عناب همان زیبایی گذشته خود را حفظ کرده است. خانواده‌ام تا دو‌سالگی‌ در این روستا زندگی کردند و سپس ساکن مشهد شدیم. خانواده مادری و پدری من در همان سال‌های ابتدایی سکونت در مشهد، به صف مبارزان پیش از انقلاب پیوستند. دایی‌ام از روحانیون مبارز پیش از انقلاب بود که در سال ١٣۴٨ ناپدید شد. برادر اولم هم از مبارزان این دوره بود. خودم در زمان پیروزی انقلاب ١٠ساله بودم که خاطرات آن روزها را کامل به یاد دارم. فضای فرهنگی و سیاسی و روشن‌فکری حاکم بر خانواده‌ام از همان سال‌های نوجوانی من را علاقه‌مند و دغدغه‌مند به امور اجتماعی و سیاسی کرد. جزو اولین نفراتی بودم که عضو انجمن اسلامی دانش‌آموزی شدم و در دوره دانشگاه نیز فعالیت‌های انجمنی را ادامه دادم.

        از سال‌های دانشجویی و فعالیت‌های آن زمان بگویید.

        سال ١٣۶٧ در رشته دبیری شیمی پذیرفته شدم. سال دوم دانشگاه به عنوان اولین زن وارد شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه فردوسی و علوم پزشکی شدم. شورای مرکزی متشکل از ١١ نفر بود که بزرگان زیادی مانند آقای شفق و آقای محمدرضا حیدری نیز در این جمع فعالیت می‌کردند. آشنایی من با آقای حیدری هم به همین دوران بازمی‌گردد. در این دوران یک نگرانی همراهم بود که چون در انجمن اسلامی فعالیت‌های زیادی دارم، این‌گونه تلقی شود که به کلاس‌های دانشگاه اهمیت نمی‌دهم. لذا همین مسئله سبب موفقیتم و فارغ‌التحصیلی زودتر از موعد شد. در همین بازه زمانی ازدواج کردم.

        همسرتان تا چه حد خونش برای مسائل سیاسی می‎جوشید؟ در یک صف بودید؟
        همسرم از یک خانواده مذهبی و روشن‌فکر، شناخته‌شده و فارغ‌التحصیل مهندسی مکانیک و کارمند وزارت نفت است. اکنون هم مدیر مهندسی پارس٢ در عسلویه هستند، مسئولیت پرکار و حساسی که از هفت سال گذشته مدام در حال رفت‌و‌آمد بین مشهد و عسلویه بوده است. آن زمان از فعالان اندیشه‌های دکتر شریعتی بود. در همه این سال‌ها و روزهای سخت کنارم بوده و از من حمایت کرده است.

        با توجه به تحصیل دبیری شیمی متعهد به آموزش و پرورش بودید. از طرفی شخصیت و فعالیت‌های شما بیشتر علاقه‌تان را به عنوان یک زن سیاست‌مدار جوان آشکار کرده بود. در این مقطع، سر دوراهی معلمی یا فعالیتی دیگر نماندید؟


        به تدریس علاقه داشتم. از طرفی، تعهد به آموزش و پرورش داشتم. از همان نخستین روزهای فارغ‌‌التحصیلی‌ پیگیر ورود به آموزش و پرورش شدم. اولین دستوری که روی پرونده‌ام درج کردند انتقال به نهبندان برای تدریس بود. این تصمیم‌گیری برای انتقال من به نهبندان نوعی برخورد سیاسی به دلیل گرایش سیاسی‌ام بود. خیلی رفتم و آمدم. در نهایت به شهرستان نیشابور منتقلم کردند که هم‌زمان با تولد اولین فرزندم بود.

        پس معلمی شما هم شروع پرماجرایی داشت؟


        دقیقا از همان سال اول، اغلب پرونده من بین این دست و آن دست می‌چرخید تا مدرسه‌ای را برای محل تدریسم مشخص می‌کردند. در شرایط سختی آن سال‌ها را گذراندم. هر‌روز صبح از ساعت ۴ صبح بیدار می‌شدم تا به اولین اتوبوس در ترمینال مشهد به مقصد نیشابور برسم. جاده‌های قدیم این مسیر با برف و کولاک‌های شدید و راه‌بندان‌ها سختی‌های فراوانی داشت به‌ویژه اینکه در آن زمان مدارس دو‌شیفته بودند و تا ساعت ۴ عصر کلاس‌ها برگزار می‌شد. معمولا از ۴ صبح که از منزل بیرون می‌آمدم، ساعت ٨ شب به منزل بازمی‌گشتم. سال دوم تدریس به روستایی در ٢۵کیلومتری نیشابور منتقل شدم. اصلا از خاطرم نمی‌رود که همیشه از سر جاده تا داخل روستا در حال دویدن بودم تا زودتر سر کلاس برسم و موقع برگشت هم تا سر جاده می‌دویدم تا از اتوبوس‌های بین‌راهی جا نمانم. خاطرات تلخ و شیرین تدریس از این سال‌ها هنوز در ذهنم مانده است.

        خب، کمی از این خاطرات هم بگویید.


        آن‌موقع‌ها یک ژیان داشتیم که هر‌شب همسرم می‌آمد ترمینال و برمی‌گشتیم منزل. چهاردهم فرورین‌ماه سال٧۴ را اصلا فراموش نکرده‌ام. از ساعت ۴ بعد از‌ظهر تا ساعت ٩ شب کنار جاده ماندم. همه اتوبوس‌ها از مشهد خارج می‌شدند و در مسیر برگشت به مشهد اتوبوسی نمی‌آمد. یکی از همکاران آقا گفتند: «چرا روز بعد از تعطیلات نوروز را سر کار آمدی؟ چطور می‌خواهی برگردی؟» آن موقع نه تلفن بود و نه امکانات ارتباطی امروزی که از روستا به همسر و خانواده‌ام اطلاع بدهم ، کنار جاده مانده‌ام. آن شب تا ساعت ١١ که منزل رسیدم همه خانواده‌ام تا مرز سکته رفته بودند. همسرم بیرون از ترمینال ساعت‌ها چشم‌به‌جاده مانده بود تا برسم. صحنه‌ای که دیدم که کنار جاده در سرمای شب زانو‌به‌بغل نشسته هنوز خاطرم هست. وقتی برگشتیم تا فرزندم را از منزل مادرم برداریم، پدرم داخل کوچه منتظر بود و مادرم بچه‌به‌‌بغل پشت پنجره. تا چشمم به پدرم افتاد، نتوانستم جلو اشک‌هایم را بگیرم. از این اتفاقات سخت کم نبود. البته شیرینی‌های آن دوره معلمی نیز
        زیاد بود.

        از سال‌های بعد بگویید، سال‌هایی که به مشهد منتقل شدید.


        سال اول تدریس در مشهد به سیس‌آباد و همت‌آباد و دو سال بعد به ناحیه۵ منتقل شدم. جزو اولین ساکنان قاسم‌آباد بودم که مسیر قاسم‌آباد تا قلعه‌ساختمان را باز هم با رفت‌وآمدهای طولانی گذراندم. شرایط سخت بود و فرزندان و همسرم در کنار همه این سختی‌ها همراهم بودند. پسر بزرگم امسال در رشته داروسازی فارغ‌التحصیل شد. فرزند دومم ترم چهار دندان‌پزشکی و سومی دانش‌آموز است. اکنون، در شرایطی زندگی‌ام را اداره می‌کنم که همسرم یک هفته در عسلویه است و یک هفته در مشهد.

        از اینکه هیچ‌وقت در این سال‌ها از پتانسیل مدیریتی شما استفاده نشد و فقط یک معلم ساده ماندید ناراحت نبودید؟


        تدریس شیمی را دوست داشتم. تلاش می‌کردم مطالعه کنم و به‌روز باشم. در ارزیابی‌هایی که سالانه در مدارس انجام می‌شد، از منظر دانش‌آموزان از محبوب‌ترین معلم‌ها بودم. خیلی از مدیران مدارس و نواحی آموزش و پرورش هم می‌‎گفتند که علاقه دارند از پتانسیل مدیریتی من در آموزش و پرورش استفاده کنند اما می‌گفتند معذور‌ند. با این حال، در آن سال‌ها (١٣٧٢) دست از فعالیت‌های سیاسی نکشیدم. وارد انجمن اسلامی معلمان شدم که تنها تشکل فعال آن زمان بود.

        در آن سال‌ها فعالیت حزبی هم داشتید؟
        اوایل دهه ٧٠ در مشهد حزبی وجود نداشت. فقط مجمع روحانیون و انجمن‌ها در تهران فعال بودند. کارگزاران هم در واقع از سال٧۵ رسمیت یافت. در مشهد بیشتر در انجمن‌ اسلامی معلمان فعالیت می‌کردیم یا نشست‌های موضوعی داشتیم. طبقه پایین منزل پدری‌ام مکانی برای برگزاری نشست‌ها بود. در زمان برگزاری انتخابات سال ٧۶ ریاست جمهوری نیز اعضای همین نشست‌ها که متشکل از خیلی از بزرگان بود تلاش زیادی برای انتخابات کردند. در سال٧٧ در یکی از همین جلسات مجابم کردند که در اولین انتخابات شورای اسلامی شهر مشهد کاندیدا شوم.

        پس شما برنامه‌ای از قبل برای کاندیدا شدن در اولین دوره انتخابات شورای شهر مشهد نداشتید.

        بله، همین‌طور بود. مهرماه سال٧٧ مدرسه برای من با دو بچه پنج‌ساله و یک‌ساله آغاز شد. خیلی درگیر مدرسه و خانواده بودم و اصلا به کاندیدا شدن در انتخابات دوره اول شورای شهر فکر نمی‌کردم. یک شب به جمعی از فعالان و صاحب‌نظران سیاسی مشهد دعوت شدم که ترکیب اصلی انجمن اسلامی معلمان بودند با بخشی از فعالان حوزه دانشجویی. این جلسه را برای مجاب کردنم به عنوان کاندیدای شورای شهر برگزار کرده بودند. ابتدا از ماهیت این جلسه خبر نداشتم و شرکت نکردم که دوستان دنبالم آمدند تا به جلسه بروم. همه‌چیز از همین جلسه کلید خورد و در نهایت، به فرایند ثبت‌نام انتخابات اولین دوره شوراهای شهر وارد شدم. هیچ‌گاه مشتاق به پذیرش مسئولیت نبودم و هربار که وارد عرصه شدم، واقعا با اصرار آمدم. حتی زمانی که مدیرکل امور اجتماعی و انتخابات استانداری خراسان بزرگ شدم با اصرار آقای رسولی، استاندار وقت خراسان، بود. انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری که برگزار شد و مراسم تحلیف هم انجام گرفت، آقای رسولی اولین استانداری بود که عوض شد و آقای محمدی‌زاده آمدند. همان روز تودیع و معارفه، استعفایم را نوشتم و چون مأمور به خدمت بودم، به آموزش و پرورش برگشتم. دو ماه بیشتر در رفت‌و‌آمد بودم تا محل کارم در آموزش و پرورش تعیین شود. در فرایندی منتقل شدم به ناحیه٣ و از فروردین سال٨۵ رفتم معلم ساده شیمی یکی از دبیرستان‌های دخترانه مشهد شدم. در عین حال، آغاز هر سال همین مشکلات را داشتم. محل خدمت دیگر معلمان به‌راحتی مشخص می‌شد اما برای من شرایط متفاوت و سخت
        بود.

        برگردیم به دورانی که در شورای شهر اول حضور داشتید. با توجه به اولین تجربه نظام شورایی، آن موقع می‌دانستید قرار است در شورای شهر چه‌کار کنید تا بر همین اساس به مردم هم وعده دهید؟


        تقریبا بله. یکی از شعارهای دولت اصلاحات تشکیل نهاد شوراها بود. چون در زمان تبلیغات انتخاباتی این دولت فعال بودم، می‌دانستم که نظام شورای شهر باید به کدام سمت پیش رود. مردم هم به تناسب وعده‌هایی که داده می‌شد پرشور آمدند.

        مردم در شورای اول از شما چه می‌خواستند؟ مطالبات مردم با امروز که در پنجمین دوره آن هستیم چقدر تفاوت دارد؟


        در آغازین روزهای شورای اول خاطرم هست شهروندانی به ما مراجعه می‌کردند که برای معافیت فرزندشان از سربازی نامه بدهیم. اگر دچار قطعی آب و برق می‌شدند، به جای اینکه مسیر دستگاه‌های خدماتی را بروند، یک‌راست می‌آمدند دفتر شورا و می‌گفتند: «این شورا چه‌کاره است؟!» برای اشتغال فرزندانشان نامه و مجوز می‌خواستند. شناخت دقیقی از وظایف شورا وجود نداشت. امروز مباحث برای مردم روشن‌تر شده است و مطالبات بحق، جدی و در حوزه وظایف شوراست.

        منظورتان چیست؟ کجاها شورای شهر کج‌روی از مسیر اصلی مطالبات مردم و وظایف ذاتی‌اش داشته است؟


        در موارد متعدد، به عملکرد چند دوره قبل شورا نقد وارد است. یکی اینکه نسبت به دوره اول که ما بودیم، در دوره‌های بعد، رشد بی‌رویه افقی شهر را نظام شورایی‌ها نتوانستند کنترل کنند. اگر نگاه کنید، از هر طرف مشهد گسترش بی‌رویه داشته است. این رویه هزینه‌های زیادی برای اداره شهر روی دست مدیر و متولیان گذاشته و خطرات زیادی برای همه دستگاه‌های خدماتی، امنیتی و انتظامی به دنبال داشته است. معضل دیگر گسترش بسیار زیاد و غیر‌اصولی شهرداری و سازمان‌های وابسته به آن است. نیروی انسانی شهرداری از دوره اول شورای شهر تا‌کنون، چهارونیم‌برابر شده است. همین الان شورای شهر مشهد را در شرایطی تحویل گرفته‌ایم که بیش‌ از ١٠٠ نفر نیرو دارد. شورای شهر اول را با پنج الی شش نیرو اداره می‌کردیم. آیا نظام شورایی به این تعداد نیرو نیاز داشته است؟! این نحوه مدیریت کردن شهرها جز ایجاد هزینه و زحمت برای شهروندان تاکنون چیزی به دنبال نداشته است. جذب نیرو که در دوره شورای اول در شهرداری رخ داد، براساس آزمون و مصاحبه و نیاز بود. اجازه نمی‌دادیم شهرداری بدون این رویه اقدام خودسرانه‌ای به جذب نیرو کند. اگر در شورای اول می‌دیدیم کسی با تحصیلات و تخصص نامرتبط در مجموعه شهرداری و در بخش تخصصی کار می‌کند، می‌گفتیم چون شورایی وجود نداشته، این چنین تعارض‌ها و تخلفاتی رخ داده و از این پس نباید رخ دهد اما اکنون، با موجی از نیروهایی در شهرداری مواجه شده‌ایم که نه رشته تحصیلی‌شان سنخیتی با کار شهرداری دارد و نه تخصصشان. جز روابط بخصوص فامیلی و سیاسی، دلیل دیگری برای ورود این افراد غیرمتخصص به شهرداری پیدا نمی‌کنید.

        جدا از ساختار و نیروی انسانی، در مصوبات شورا چطور؟ چقدر نسخه‌پیچی شورا برای شهرداری و مردم با اصول کارشناسی و خردمندانه همراه بوده است؟
        در شورای اول به خاطر اینکه به کار کارشناسی اهمیت می‌دادیم، مشاورانی را در خدمت کارشناسان گرفته بودیم که کمیسیون‌ها از ظرفیت مشاوران بیرونی استفاده کنند و کاری که به صحن شورا می‌آمد کاملا کارشناسی شده باشد. هم‌زمان، از بدنه شهرداری هم استفاده می‌کردیم.

        خانم گندمی، برگردیم به شورای پنجم و شعارهایی که لیست امید داد. نشاط اجتماعی در صدر این شعارها بود که موضوعی فرهنگی است تا شهری. در عین حال، مردم به این شعار اقبال نشان دادند. برآورد شما از راهی که شورای پنجم باید برای این مطالبه طی کند چیست؟


        نبود شادی، امید و نشاط اجتماعی را قطعا مردم حس می‌کنند. مردم نبودن‌ها و دیده‌نشدن‌ها را خوب می‌فهمند. نمی‌توان یک شهر را برای یک سلیقه چید و طراحی کرد. سلیقه شخص من رفتن به مجالس فرهنگی و مذهبی است اما آیا می‌توانم فرزندم یا افراد دیگر را فقط مجبور به همین راه و علاقه بکنم؟ قطعا این شیوه جواب نمی‌دهد و نتیجه عکس دارد و حتی دلزدگی را افزایش می‌دهد. این بسته‌ بودن فضا و اینکه همه باید مثل من باشند و اگر نیستند باید بروند نتیجه‌ای ندارد. مردم تک‌صدایی را نمی‌خواهند و باید صدای دیگران را هم بشنویم. اعضای لیست امید در زمان انتخابات چون از محدودیت‌ها در مشهد صحبت کردند و بر امید و نشاط اجتماعی تأکید کردند، برخی‌ها نشاط اجتماعی را مساوی با برگزاری کنسرت تلقی می‌کنند. این موضوع یکی از آیتم‌های نشاط اجتماعی است،
        نه تمام ماجرا.
        معتقدم در شهر باید سلیقه‌های مختلف دیده شود. اگر افرادی در این شهر سلیقه ادبی، ورزشی، هنری، فرهنگی و مذهبی و ... خاصی دارند، باید فضا برایشان فراهم باشد. به طور مثال، به ورزش قهرمانی باید توجه کنیم. شهرداری باید در ایجاد زیرساخت‌ها وارد شود. در این شهر هنرمندان صاحب‌سبک داریم، نباید به آن‌ها بی‌توجهی شود. اگر آسیب‌های اجتماعی روزبه‌روز افزایش می‌یابد، نبود نشاط اجتماعی یکی از دلایل این آسیب‌هاست که می‌توان با توجه به آن میزان آسیب‌ها را کاهش داد. در این مسیر، هرچند سختی‌ها و فشارهای زیادی روی شورای پنجم است، تلاش می‌کنیم پایبند وعده‌هایمان به مردم مشهد باشیم.

        چه فشارهایی متوجه شورای پنجم است؟ منظورتان جبهه‌گیری‌ها و واکنش‌ها و تحلیل‌های جریان مقابل شما است؟


        مهم‌ترین فشار بدهی‌های به‌جامانده از دوره قبلی شهرداری است. اعداد و ارقامی که به ما دادند ۵هزار و ٧٧٠ میلیارد تومان است اما این عدد واقعی نیست. در بررسی‌هایی که داشتیم، رقم بدهی به بیش از این عدد و حدود ٧ هزار و ۵٠٠ میلیارد تومان رسیده است. همچنین حجم زیاد نیروی انسانی ناکارآمد در شهرداری در حالی وجود دارد که حجم زیادی از متخصصان شهری بیکار هستند. از طرفی، شما در شهری می‌خواهید تصمیم‌گیری کنید که هرروز طلبکاران سراغ شما می‌آیند. در این شرایط، می‌خواهید با آرامش برای ایجاد راهکارهای درآمدی و هزینه آن برنامه‌ریزی کنید اما فضای راحت و آسوده‌ای در شورای شهر با این حجم از بدهی‌ها و شکایات نیست. هرروز چالش جدیدی با مطالبات مختلف داریم. دوستان منتقد اگر فکر می‌کنند با دو یا سه ماه می‌شود شهر را از این وضعیت درآورد، سخت در اشتباه‌هستند. جریان رقیب خیلی به غیرواقعی صحبت کردن روی می‌آورد که متأسفانه این خلاف‌گفتن‌ها حد و مرزی هم ندارد.

        اگر صحبت از نقد غیرواقعی و خلاف‌گفتن است، چرا شما شفاف‌سازی نمی‌کنید؟


        نمی‌خواهیم حداقل اعتماد و امید مردم از بین برود. این اعتماد، اعتماد به نظام است و نباید آسیب ببیند اما دوستان رقیب برای بازگشت به قدرت و تبرئه خودشان، به هر قیمتی، خلاف واقعیت‌ها صحبت می‌کنند. هنوز هم اصرار داریم که خیلی در گذشته نمانیم و به آنچه به مردم وعده دادیم عمل کنیم. شهرفروشی و اتفاقاتی که در گذشته رخ داده در مناطق مختلف و مجوزهای داده‌شده، اینکه شعار داده شد با شهرفروشی مقابله می‌کنند، اما ۶ ماه بعد از روی کار آمدن، همین رویه را در پیش گرفتند و خیلی از تخلفات دیگر مباحثی هستند که اگر تخلفات را روی میز نمی‌گذاریم، فقط به دلیل اعتماد و امید ایجادشده در مردم است. شورای پنجم راه خودش را به دور از این حاشیه‌ها می‌رود و این سنگ بنا برنامه‌ریزی اصولی برای رفع امور شهری خواهد بود.

        این برنامه‌ریزی اصولی که مطرح می‌کنید قرار است قافله مدیریت شهری را به کدام سو هدایت کند؟


        برنامه برای ما خیلی مهم است. متأسفانه یکی از مهم‌ترین مشکلات مشهد نداشتن برنامه مدون برای این شهر است که همه دستگاه‌ها در آن دیده شوند و یک افق و چشم‌انداز بلندمدت ترسیم شده باشد؛ اینکه مشهد کجاست و قرار است به کدام نقطه برسد. در گذشته به شهرداری تکلیف شده که به تدوین برنامه راهبردی بپردازد و تحلیل کند اما این اتفاق رخ نداده است. در سطح پایین‌تر از برنامه راهبردی شهر مشهد، مدیریت شهری تکلیف داشته برنامه راهبردی شهرداری را هم تدوین کند که این مسئله هم انجام نشده است. با توجه به این نواقص، اکنون، در کمیسیون برنامه و بودجه شورای اسلامی پنجم سعی کردیم که کارگروه برنامه را فعال کنیم. ابتدا گزارش وضعیت موجود را گرفتیم که در چه شرایطی هستیم، سپس به تدوین سیاست‌ها و الزامات پرداختیم. در تدوین شاخص‌ها تأکید داریم داده‌هایی وارد شوند که استاندارد و قابل‌اندازه‌گیری باشند. داده‌های شهرداری باید در خیلی از حوزه‌ها واقعی شود. اکنون، حجم زیادی داده‌ غیرواقعی
        داریم.

        برنامه‌ریزی و تخصیص بودجه در شهر مشهد چندین سال است که با همین داده‌ها انجام می‌شود. اگر به قول شما در داده‌ها انحراف وجود دارد، پس در بودجه نیز به تبع آن انحراف صورت گرفته است؟


        قطعا وقتی داده‌ها واقعی نباشند، برنامه و بودجه در خیلی از موارد، دچار انحراف می‌شود. به طور مثال، در حوزه فرهنگی، شاخص‌ها و اعداد اعلام‌شده واقعی نیستند. باید اعداد واقعی برای همه محلات و مناطق اعلام شود تا براساس آن، ابتدا برنامه‌ریزی شود و سپس بودجه‌ریزی صورت گیرد. درباره کل بودجه هم همین تأکید وجود دارد که با داده‌های واقعی
        بسته شود.

        خانم گندمی، حبابی بودن بودجه مشهد را با ارقام ٩ هزار میلیارد تومانی در هر دو دوره گذشته شهرداری شاهد بودیم. شورای پنجم اگر بودجه را واقعی ببندد، خیلی این رقم حبابی کاهش خواهد داشت. آیا شورا هزینه این انتقادات را که بودجه مدیریت شهری برگشت به عقب داشته است می‌پذیرد؟


        قطعا بودجه را به سمت داده‌های منطقی پیش خواهیم برد. بودجه جاری را انقباضی خواهیم بست اما بخش دیگر که به فعالیت‌های عمرانی و سرمایه‌گذاری برمی‌گردد، نسبت به بودجه جاری، تفاوت خواهد داشت و بازتر خواهد بود. محقق نشدن بودجه‌ای که شورای گذشته برای سال٩۶ بسته حاکی از همین غیرواقعی بودن داده‌هاست. تا به امروز که در نهمین ماه از سال قرار داریم، فقط ٢٨درصد از کل بودجه٩۶ محقق شده است. این یعنی برای امورات جاری و روزمره شهر هم اعتبار کافی نداریم.
        مردم نبودن‌ها و دیده‌نشدن‌ها را خوب می‌فهمند. نمی‌توان یک شهر را برای یک سلیقه چید و طراحی کرد. سلیقه شخص من رفتن به مجالس فرهنگی و مذهبی است اما آیا می‌توانم فرزندم یا افراد دیگر را فقط مجبور به همین راه و علاقه بکنم؟ قطعا این شیوه جواب نمی‌دهد و نتیجه عکس دارد و حتی دلزدگی را افزایش
        می‌دهد.
        مردم تک‌صدایی را نمی‌خواهند و باید صدای دیگران را هم بشنویم. اعضای لیست امید در زمان انتخابات چون از محدودیت‌ها در مشهد صحبت کردند و بر امید و نشاط اجتماعی تأکید کردند، برخی‌ها نشاط اجتماعی را مساوی با برگزاری کنسرت تلقی می‌کنند.
        معتقدم در شهر باید سلیقه‌های مختلف دیده بشوند. اگر افرادی در این شهر سلیقه خاص ادبی، ورزشی، هنری، فرهنگی و مذهبی و ... خاصی دارند، باید فضا برایشان فراهم باشد. به طور مثال، به ورزش قهرمانی باید توجه کنیم. شهرداری باید در ایجاد زیرساخت‌ها وارد شود. ما در این شهر هنرمندان صاحب‌سبک داریم، نباید به آن‌ها بی‌توجهی شود. اگر آسیب‌های اجتماعی روزبه‌روز افزایش می‌یابد، نبود نشاط اجتماعی یکی از دلایل این آسیب‌هاست که می‌توان با توجه به آن میزان آسیب‌ها را کاهش داد. در این مسیر، هرچند سختی‌ها و فشارهای زیادی روی شورای پنجم است، تلاش می‌کنیم پایبند وعده‌هایمان به مردم مشهد باشیم.

        تعداد بازدید: 198
        نام:
        پست الکترونیک:
        شرح نظر:
         
        ارزیابی
        ارزیابی این مورد:

کلیه حقوق این پایگاه، متعلق به شورای اسلامی شهر مشهد مقدس است.
پشتیبانی فنی : سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری مشهد